
3 شبی که مشهد بودیم از بهترین روزای عمرم بود. دوشنبه ظهر مشهد بودیم.تا سه شنبه تو یه هتلی بودیم که عموم برام رزرو کرده بود. بسیار شیک و مجلل بود ولی تا حرم فاصله داشت. و برای دو شب دیگه هم یه هتل دیگه از طرف بسیج رزرو کرده بودم. ولی حقیقتا هتلی که عموم رزرو کرده بود چیز دیگه ای بود. تصمیم گرفتیم هتلمون رو عوض کنیم.داشتیم برای ترک هتل آماده میشدیم که دیدیم دارن درب اتاق رو میزنن. در رو باز کردم دیدم یه آقایی پرسید چند نفرین. گفتم دو نفر
گفت تا کی اینجایین؟؟؟
گفتم تا پنج شنبه
یهو دیدم دوتا ژتون در آورد و گفت فردا ناهار مهمون امام رضا(ع)
تا اینو گفت از خوشحالی نزدیک بودم یارو رو بغل کنم.
چه شوقی داشتم. مثه اینکه از زندان آزاد شده باشم. باورم نمیشد امام رضا(ع) بین این همه آدم ما رو انتخاب کرده باشه.
خیلی برام جالب بود.3 ماه قبل مشهد بودم. و قسمت شد که دوباره ولی متاهل بیام. حالا هم که اومدم آقا منو انتخاب کرده بود. اونم چه روزی؟؟؟؟ روز عید غدیر. صبح زود رفتیم حرم. دیدم از پشت بلندگو صدای حاج محمد کریمی میاد.با هزار زحمت خودمو رسوندم به صحنی که داشت نوحه سرائی می کرد. خیلی قشنگ می خوند.موقع نماز رفتیم زیرزمین حرم.چه جای با صفا و قشنگیه. شده عین مسجدالحرام.(البته من اونو فقط از تلویزیون دیدم)
بعد نماز رفتیم ناهار. حدود 50 خادم آستان تو مهمونسرا از مهمونای ویژه آقا پذیرایی میکردن. دلم می خواست هیچ وقت از اونجا نیام بیرون.
به هر حال خیلی خوش گذشت.جای همه خالی بود.
نمی خواستم اینو بنویسم. تا الان هم صبر کردم ولی دیگه طاقت نیوردم که نگم. آقا امام رضا(ع)، ممنونم ازت.