
فردا یا بهتره بگم امشب قراره با همسرم بریم مشهدمقدس
این اولین سفریه که با هم می ریم. میشه یه جورائی اسمش رو گذاشت ماه عسل. اونقده باید خوش بهش بگذره که هیچ وقت فراموش نکنه. ولی راستش یه جورائی می ترسم که نتونم کاری کنم که بهش خوش بگذره. شاید دلیل اصلیش این باشه که من تاحالا چنین سفری نداشتم.فرق این سفر با مسافرتای قبلیم این بود که تو اینا هرکی فقط به فکر خودش بود.هرچی میخواست می خرید.هروقت میخواست زیارت می کرد.هر وقت میخواست میخوابید و .............. ولی این سفر همش باید دوتائی باشیم
دوتائی بریم زیارت، دوتایی بریم خریدو...................
هول شدم. نمی دونم چیکار کنم. از استرس خوابم نمی بره و الکی بازی رئال و بارسلونا رو بهونه کردم.
امیدوارم این عیدغدیر یکی از بهترین عیدهای عمرم باشه. دوسه ماه پیش هم مشهد بودم والان دوباره قسمت شده که برم انشاالله
یه مدتی که نت نبودم مخم هنگیده. دیگه نمیدونم چی بنویسم. چه جوری نوشته هامو شروع کنم و یا چجوری تمومشون کنم. دفترچه کنکور رو گرفتم که ثبت نام کنم که شاید یهو قبول بشیم ولی چه کنیم که جوونیمون رفت. جوونی کجائی که یادت کنم ( خودمونیم، جوونیامونم چیزی نبودم)
سرتون رو درد آوردم. الانم دیگه داره فوتبال شروع میشه. فعلا خدانگهدار. موفق ومؤئد باشین.