تبليغاتX
الَلهُمَ كُن لِوَليِكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَنِ ، صَلَواتُكَ عَليهِ وَ عَلي آبائِهِ في هذِه الساَعةِِ وَ في كُل ساعةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَ قائِداً وَ ناصِراً وَ دَليلاً وَ عَينًا حَتي تُسكِنَهُ اَرضَكَ طَوعًا وَتُمَتِعَّهُ فيها طَويلاً حرفهای یک عدد الهه ناز

3 شبی که مشهد بودیم از بهترین روزای عمرم بود. دوشنبه ظهر مشهد بودیم.تا سه شنبه تو یه هتلی بودیم که عموم برام رزرو کرده بود. بسیار شیک و مجلل بود ولی تا حرم فاصله داشت. و برای دو شب دیگه هم یه هتل دیگه از طرف بسیج رزرو کرده بودم. ولی حقیقتا هتلی که عموم رزرو کرده بود چیز دیگه ای بود. تصمیم گرفتیم هتلمون رو عوض کنیم.داشتیم برای ترک هتل آماده میشدیم که دیدیم دارن درب اتاق رو میزنن. در رو باز کردم دیدم یه آقایی پرسید چند نفرین. گفتم دو نفر

گفت تا کی اینجایین؟؟؟

گفتم تا پنج شنبه

یهو دیدم دوتا ژتون در آورد و گفت فردا ناهار مهمون امام رضا(ع)

تا اینو گفت از خوشحالی نزدیک بودم یارو رو بغل کنم.

چه شوقی داشتم. مثه اینکه از زندان آزاد شده باشم. باورم نمیشد امام رضا(ع) بین این همه آدم ما رو انتخاب کرده باشه.

خیلی برام جالب بود.3 ماه قبل مشهد بودم. و قسمت شد که دوباره ولی متاهل بیام. حالا هم که اومدم آقا منو انتخاب کرده بود. اونم چه روزی؟؟؟؟ روز عید غدیر. صبح زود رفتیم حرم. دیدم از پشت بلندگو صدای حاج محمد کریمی میاد.با هزار زحمت خودمو رسوندم به صحنی که داشت نوحه سرائی می کرد. خیلی قشنگ می خوند.موقع نماز رفتیم زیرزمین حرم.چه جای با صفا و قشنگیه. شده عین  مسجدالحرام.(البته من اونو فقط از تلویزیون دیدم)

بعد نماز رفتیم ناهار. حدود 50 خادم آستان تو مهمونسرا از مهمونای ویژه آقا پذیرایی میکردن. دلم می خواست هیچ وقت از اونجا نیام بیرون.

به هر حال خیلی خوش گذشت.جای همه خالی بود.

نمی خواستم اینو بنویسم. تا الان هم صبر کردم ولی دیگه طاقت نیوردم که نگم. آقا امام رضا(ع)، ممنونم ازت.

+ جمعه سیزدهم دی 1387 0:17 الهه ناز |




چند وقت پیش که داشتم میرفتم سر کار دیدم دارن آسفالت جاده را با دستگاه می تراشن. خیلی برام جالب بود. وقتی که پرس و جو کردم متوجه شدم که اسفالت رو واسه این می تراشن که اصطکاک بین لاستیک ماشین با جاده بیشتر بشه تا هنگام خیس بودن جاده، لغزندگی وسائل نقلیه کمتر بشه. ولی امروز با تعجب دیدم که دوباره اون خراش ها را با آسفالت پرکردن.

خیلی متعجب شدم که چرا تو تابستون جاده ها رو اینجوری کردن ولی تو زمستون که باید این کار رو بکنن جاده ها رو درست کردن. اصلا اصولا ما آدما به خصوص ایرانیا اینجوری هستیم. اول یه کاری می کنیم بعد می شینیم می بینیم کجای کارمون اشتباه بوده.جلسات زیادی میزاریم و فکرامونو جمع میکنیم و یه تصمیم می گیریم.بعد طبق اون فکر، کارامون رو انجام میدیم.آخر سر متوجه میشیم که دوباره اشتباه کردیم.

+ جمعه سیزدهم دی 1387 0:16 الهه ناز |




 

پیراهن محرم مرا بیاورید

دارد زمان هیئت من دیر می شود

با روضه ی حسین نفس تازه می کنیم وقتی هوای

شهرنفس گیر می شود

منبع

+ جمعه سیزدهم دی 1387 0:11 الهه ناز |